حسين قرچانلو

386

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

زور وارد آن شد . « 1 » لئون مىنويسد : اكنون مراكش قصبه‌اى بزرگ است كه به شهر مىماند . ديوارى بلند و مستحكم دارد كه در آن دروازه‌هايى در نهايت زيبايى تعبيه شده‌اند . ستونهاى سردرهاى اين دروازه‌ها از سنگ تراشيده بنا شده و لنگه درهاى دروازه‌ها با آهن پوشيده شده است . در ميان قصبهء مراكش مسجد جامع بسيار ارزشمندى وجود دارد كه در سمت بالاى آن ( جانب شمالى ) صومعه‌اى بسيار زيباست كه در قسمت فوقانى آن ستونهايى از آهن كار گذاشته‌اند ( قبلا از سه سيب طلايى بالاى آن سخن گفته شد ) . بسيارى از پادشاهان هنگام نياز به پول قصد كندن اين سيبهاى طلايى را داشتند كه به پول نقد تبديل كنند ، اما در هربار براى آنها حادثه‌اى عجيب پيش مىآمد و آنها را از اين كار بازمىداشت به گونه‌اى كه فال بد به اين كار مىزدند . مردم مىگويند : اين سيبها تحت تأثير يكى از ستارگان در اين مكان نصب شده‌اند به گونه‌اى كه هيچكس قدرت كندن آنها را ندارد و نيز مىگويند : هركسى كه آنها را نصب كرده بر آنها اورادى سحرآميز خوانده و به وسيلهء آن اوراد ، ارواح را مأمور دائمى نگهدارى آنها كرده است . در زمان ما ( زمان لئون ) پادشاه مراكش كه وظيفهء جلوگيرى از حملات پرتغاليهاى مسيحى را بر عهده داشت و توجهى به سادگى مردم ( باورهاى عاميانه ) نداشت قصد كندن اين سيبها را كرد ، ولى ساكنان مراكش با ادعاى اينكه ، اين سه سيب ( يا سه گوى ) زيباترين زينت مراكش به شمار مىروند ، او را از اين كار بازداشتند . در بعضى از كتب آمده كه هنگام بناى اين جامع و صومعهء آن به دست منصور ( نوهء عبد المؤمن ) همسر او مىخواست بهره‌اى در تزيين ساختمان مسجد داشته باشد ، به همين جهت زيورآلات خود را از قبيل طلا و نقره و گوهر و . . . كه پادشاه هنگام ازدواج به او هديه كرده بود ، فروخت و دستور ساخت اين سه سيب طلايى را داد تا زيباترين منظره را در بالاى اين بنا به نمايش گذارد . در مراكش همچنين مدرسه‌اى بسيار زيباست كه بهتر است از آن با عنوان مؤسسه‌اى كه براى درس و سكونت طلاب ( دانشجويان ) مختلف بنا شده است ، ياد كنيم . اين مدرسه مشتمل است بر سى اتاق و يك حياط در

--> ( 1 ) . همان ؛ ج 1 ، ص 126 - 128 .